مبلمانی که در بیمارستان باغملک جایی ندارد!

به قلم: احسان مرادی
چند وقت پیش وقتی شب داشت به نیمه اش نزدیک می شد، احساس کردم کودک یکساله ام حال خوبی ندارد و بی حال شده است. او را بهمراه خانواده، که تنها در خانه نباشند به بیمارستان رساندم. بخاطر بیماری کرونا و رعایت نکات بهداشتی، قرار شد تنهایی فرزندم را به اورژانس ببرم و همسرم کنار دیگر بچه هایم که در خودرو خوابشان برد بماند.
کودک بی حال و خواب آلودم را روی دستانم گرفتم و دفترچه به دست وارد بیمارستان شدم.
مکان پذیرش بر اساس عهد عتیق و بوق پشت پنجره ای که نمی شد راست ایستاد و یا نشست، بود. بچه به دست نمی توانستم خم شوم. به ناچار کمی پاهایم را باز کردم و کمی هم به زانوانم زاویه دادم تا توانستم دفترچه را تحویل پذیرش دهم.
محل صندوق هم پشت پنجره با همان ارتفاع و اینکه اینجا باید در کنار دفترچه، کارت بانکی یا هزینه ویزیت را نقد پرداخت می کردم. این بار طبق تجربه چند لحظه ی قبل سریع عمل کردم تا بیشتر از این بچه روی یک دستم اذیت نشود.
وارد اورژانس شدم، نه جایی برا نشستن بود و نه مکان گویای وجود بیمارستان، سر درِ اتاقی به اجبار زده بودند پزشک!
لحظاتی را ایستاده سپری کردم. بالاخره نوبتم شد. وارد اتاق کوچکی شدم. تنها چیزی که به خاطرم خطور کرد این بود که شاید کوچکی آن بخاطر فرهنگ سازی حضور یک نفر در اتاق پزشک باشد تا از تجمع چند نفری در آن جلوگیری شود.
نوبت به داروخانه رسید. باز هم پشت پنجره با همان ارتفاع. چه پنجره ای!؟ این مشکل را با هیچ تجربه ای و یا راهکاری نمی توانستم حل کنم. هرچه فیزیک و ریاضی و هندسه بلد بودم، همه مبهوت این خلاقیت شدند. پنجره ای که نه به چپ باز می شد نه به راست. بلکه از بالا باز می شد به طوری که تولید سطح شیبداری می کرد رو به بیرون که در کتاب مکانیک دوران دبیرستانم تئوری آن را گذرانده بودم و دبیر مربوطه می خواست به ما بفهماند که هرچه روی آن بگذارید به بیرون می لغزد. الان موقع انجام آزمایش بود. دفترچه را که روی آن گذاشتم با سرعتی وصف ناشدنی به بیرون داروخانه پرتاب شد. دیگر قصد نداشتم شیشه شربت و... را امتحان کنم.
هنوز کودکم روی دستهایم خوابیده بود و این بار برای برداشتن دفترچه دیگر راهی نداشتم جز گذاشتن طفل معصومم بر دوشم و در سبب آن بیدار شدن او...
نمی دانم این طراحی های عجیب را از کجا یافتند! تا کی باید مردم را پشت پنجره ها نگه داشت. تصور این که خانمی با چادر و فرزند و کیف وسایل کودکش و... پشت این پنجره ها و قدم رو در سرما و گرما و باران چگونه است آزارم می دهد. البته هنوز از مبلمان دیگر قسمت های بیمارستان خبری ندارم. ولی وجود همین موارد که بیشترین مراجعین را دارد خود دلیلی بر بی دقتی مسئولین دارد.
کاش کسانی که قصد برنامه ریزی برای مردم رادارند یا از مردم کف خیابان باشند یا از افراد خوش فکر دیگر استان ها.
راستی کسی هست توضیح دهد جریان منبعی که در زیر بیمارستان است و حکم دینامیتی رابرای آن دارد، چیست؟
پایگاه خبری تحلیلی صدای باغملک