ما پاپتی های انتخابات
یک روز از آن لحظهای که این سه کلمه (ما پاپتیهای انتخابات) را در صفحهی شخصی مرتضی قلبی دیدم میگذرد. از همان ابتدا ذهنم را قلقلک داد. هم میدانستم چه میگوید و هم نمیدانستم. به گمانم ما پاپتیهای انتخابات، همان پاپتیهای انقلابیم. همانها که در تلاش بودیم تا مدلی از فرهنگ سیاسی را به عرصه آوریم که از یادها رفته بود. همانها که پول توجیبیهایشان را برای راهاندازی ستادهای دکتر جلیلی خرج کردند و به قول صادق فرامرزی میخواستند در روز جمعه مومنانهترین رای زندگیشان را بدهند. همانها که تحملشان سخت است چراکه میخواهند مستقل باشند و به همین خاطر است که از فلان نخودیِ دست چندم عرصهی سیاست تا کیفکِشها و گردنکلفتهایی که مثل ریگ، پول خرج میکنند، همگی میخواستند در روز جمعه بساطِ این زباندارهای در چهارچوب را جمع کنند.
گفتم زباندارهای در چهارچوب. یعنی زباندارهایی که دردشان احیای گفتمان اصیل انقلاب اسلامی است و به همین خاطر، همهی نقدهایشان درونگفتمانی است و حواسشان هست که آب به آسیاب دشمن نریزند و آنجایی که فلان رسانهی دشمن میخواهد به آنان تریبون دهد، با گردنی برافراشته از غیرت و حمیت میگویند؛ “صدای خودمون به همه جا میرسه، صدای آمریکا سکوت کن!”. و خدا میداند که چقدر محافظهکاران از اینکه این بچههای پاپتی باهوشاند و اسیر و خامِ دشمن نمیشوند، عصبانیاند، و چقدر دلشان میخواهد که این بچهها زیر میز همهی چهارچوبها و اصول و مبانی بزنند تا اینان بتوانند از حربهی دیگری به جزء برچسب زدن برای از میدان به در کردنشان استفاده کنند.
انتخابات ۱۴۰۰ به اتمام رسید و امروز دیگر گفتمانی را که دکتر جلیلی به دنبال ارائهی آن بود به یُمن تلاش پاپتیهای حاضر در ستادهایش، غریب نیست. امروز دیگر حنای فُرمالیتهگری سیاسی در جامعه رنگی ندارد. امروز دیگر عموم مردم از طیفها و اقشار مختلف، در داخل و خارج از کشور، حرفها و رفتارهای یک سیاستمدار در تراز انقلاب اسلامی را که به نوستالژی تبدیل شده بود، به وضوح دیدند.
به قول روحالله رشیدی؛ “به دنبال غلبهی فرمالیسم، ذائقهها جور دیگری شدهاند. فرمالیسم وادارمان میکند که معرفت را در صورتکهای بیروح جستجو کنیم. صورتکهایی که اسباب تخدیر و ابزار تفریحمان خواهند شد.” و پاپتیهای ستادهای دکتر جلیلی به دنبال این بودند که زیر میز این فرمالیتهگریای که مسببِ نابسامانیهای امروز است، بزنند.
حال، این پاپتیها تکالیف سنگینتری دارند که باید آن را تشخیص دهند. این پاپتیها تازه یکدیگر را در سراسر کشور پیدا کرده و یک شبکهی انسانی گسترده که درد و دغدغهاش فراتر از بازیهای مبتذلِ جناحین سیاسیست را تشکیل داده و نشان دادهاند که از هیچ پدرخواندهای خط نمیگیرند. این شبکهی انسانی، یک سرمایهی عظیم است که شاید با هیچ آوردهای در مقطع انتخابات قابل مقایسه نباشد. از اینجا به بعد، پاپتیها باید از ظرفیتِ این شبکهی انسانی استفاده کرده و علاوه بر تبیین گستردهی گفتمانی که درد آن را دارند، در به صحنه آوردن مردمسالاری دینی در لحظه به لحظهی ادارهی کشور به ایفای نقش بپردازند تا دیگر هیچ کسی نتواند جمهوریت نظام را به صندوقهای رای در انتخابات تنزل دهد.
منبع:دنانیوز