تحلیلی به قلم :احسان مرادی

بیکاری یکی از معضلات اقتصادی بسیاری از کشورهاست. کشور ما هم همواره از این معضل بی بهره نبوده و در دو دهه گذشته نرخ بیکاری دو رقمی را تجربه کرده است. بیکاری می‌تواند آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی از جمله اعتیاد، فقر، طلاق و افسردگی (خود کشی) را برای جامعه به همراه داشته باشد لذا توجه به وضعیت کار و اشتغال در هر کشوری حائز اهمیت بوده و در راستای اصل عدالت اجتماعی است.

 

  دلایل مختلفی برای پاسخ به بالا بودن نرخ بیکاری مطرح است. اما اعتقاد بر این است برای اینکه کشور بتواند ظرفیت بازار کار و اشتغال را افزایش دهد باید به سمت یک اقتصاد مولد و تولیدی حرکت کند و این گریزناپذیر است تا مادامی که نتوانیم تغییر جهت در بازار کار و اقتصاد کشور ایجاد کنیم، نرخ بیکاری هم چنان بالا خواهد بود.

 

از دیگر موضوعات، می‌توانیم به نیروی کار غیرماهر و غیرحرفه‌ای در بازار کار اشاره کنیم. این هم از مواردی بود که طی دو سه دهه گذشته در کشور مطرح بوده که نیروی کار ماهر نیست، برای همین امکان جذب بازار کار و جایگاه پیدا کردن ندارد. بنابراین دلیل اینکه بخش زیادی از کارجویان در قالب بیکاران هستند و نرخ بیکاری در کشور را افزایش  دادند، نداشتن مهارت کافی و لازم است.اما با این ها چه باید کرد. آیا حقی از زندگی ندارند.

 

این پایان ماجرای بیکاری برای شهرستان باغملک نیست.با کمی تأمل متوجه خواهیم شد که قسمتی از بیکاری در شهرستان حاصل تفکری غلط در یکی دو دهه گذشته است.وقتی در شهری جلوی توسعه آن گرفته شود و تفکر رشد عمودی شهر بجای گسترش حوزه شهری حاکم شود، سبب برخی موارد می شود،از جمله:
مهاجرت افراد شاغل و توانمند از شهرستان و باقی ماندن افراد بیکار بخاطر عدم توانایی در مهاجرت. که خود نرخ بیکاری را افزایش می دهند.

 

وقتی شهری توسعه نیابد قطعاً برخی مشاغل یا ایجاد نمی شوند یا اگر هم ایجاد شوند رونقی ندارند و دوباره تعطیل می شوند(این موضوع را بیشتر مخاطبان شاهد بودند) . از جمله با کاهش جمعیت شاغل و متمکن شهر که سبب خروج سرمایه از شهرستان شده است و مراکز آموزشی خصوصی، غیرانتفاعی، رفاهی و خدماتی را به حاشیه کشاند.

 

پزشکان متخصص رغبت و علاقه ای به ماندن ندارند.کسبه به علت بی رونقی بازارشان و اجاره های سنگین کم کم کار را تعطیل می کنند. داروخانه ها، کالاهای پزشکی، تعمیرگاه ها، صافکاری ها، قطعه فروشان، خدمات دیجیتالی، الکترونیکی و موبایلی، بقالی ها، قصابی ها، آرایشگاه ها، مراکز مهندسی ومعماری جدید ایجاد نمی شوند.

 

هر کدام از این ها خود مستقیم یا غیرمستقیم در ایجاد شغل موقت یا دائم موثراند.اگر توسعه شهری درست انجام می گرفت تا بجای مهاجرت افراد به مناطق بد آب وهوا مانند اهواز و رامهرمز و... و ایجاد سرمایه برای عده ای غیراز خویشاوندانِ خود، سبب اسکان و مهاجر پذیری و جذب سرمایه می شد، اکنون در شهری خوش آب هوا با جاذبه های گردشگری شاهد بازارهای متعدد پر رونق که  شاید  از هر صنف  صدها کسبه وجود داشت، بودیم.

 

برای اثبات آنچه بیان شد، به شهری مانند ایذه دقت کنید. از پایانه تا میدان سپاه بیش از 500 مغازه تعمیرگاهی، صافکاری، قطعه فروشی وجود دارد. کمی جلوتر بازار فصلی آن، ساختمان های پزشکی، داروخانه ها، خدمات موبایلی، بازار پوشاک، فروشگاه ها، هتل ها، رستوران ها، مصالح ساختمان فروشی ها و... زمینه ی قسمت عمده ای از اشتغال جوانان ماهر و غیر ماهر را ایجاد کرده است به طوری که همه روزه بخشی از کارهای تعمیراتی، خدماتی، پزشکی، دندان پزشکی، کالاهای خانه و غیره ما هم آنجا انجام می گیرد که خود سبب خارج شدن سرمایه مالی از شهرستان می شود.

 

کاش باغ ملک بجای یکی دو خیابان، آنقدر گسترش می یافت که اکنون شاهد  زیرساختهای توسعه پایدار، شرکتهای تولیدی بالادستی، میان دستی، بنگاهای زود بازده بودیم. از جمله سدها، پتروشیمی ها، کارخانه های تولید گچ وسیمان، فعال شدن بخش کشاورزی و مسئله آب کشاورزان.

 

این مهم جز باسرمایه گذاری ملی به وقوع نمی پیوندد و بایستی مطالبه گر باشیم. چرا که اگر در طی این سالها سرمایه گذاری جهت اشتغال پایدار در شهرستان صورت گرفته بود، اکنون شاهد ده ها خیابان،صدها شغل ،کار،پویایی و سرزندگی بودیم.البته فراموش نکنیم که عدم دقت در زنده نگه داشتن همین حداقلی باغات این شهر نیز سبب حذف برخی مشاغل فصلی شده است و بعضی خانواده ها هم از این جریان متضرر شدند.

پایگاه خبری تحلیلی صدای باغملک